دلنوشته بالهای زخمی مسافرم با همراهی من التیام مییابد 14 شهريور همسفر فاطمه در دلنوشته خود چنین بیان کرد: همراهی مسافرم یک طرف، خودشناسی و رسیدن به کمال وجودی خودم و کسب آگاهی از طرف دیگر
یادداشت لذّتی که در گذشت است در انتقام نیست 12 شهريور همسفر اشرف در برداشت خود از سیدی چنین بیان کرد: با انجام کارهای خوب فکرهای مثبت، ضدارزشها را از خودش دور کرد
کارگاه های آموزشی کنگره 60 نقطه عطف تو برای رسیدن. 10 شهريور راهنما همسفر آذر در مورد دستور جلسه چنین بیان کرد: من یک ویرانهام، میخواهم از خودم یک آبادی بسازم.
اخبار داخلی جلسه هماهنگی راهنمایان 10 شهريور جلسه چهاردهم از دوره دوم جلسات هماهنگی راهنمایان گروه خانواده کنگره۶۰، نمایندگی دماوند در روز سهشنبه ۱۰ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵ برگزار شد.
دستور جلسات هفتگي ما میتوانیم به دانستههای خود عمل کنیم 9 شهريور همسفر فاطمه در مشارکتمکتوب خود چنین بیان کرد: ما باید سعی کنیم بیشتر با صور پنهان خود آشنا شویم
دستور جلسات هفتگي در کنگره به دنبال رسیدن به تعادل هستیم 7 شهريور همسفر زینب در مورد دستور جلسه چنین بیان کرد: ما با دانایی است که میتوانیم بر مشکلات پیروز شویم
دلنوشته در کنگره قوانین و مقررات زندگی را یاد میگیرم 6 شهريور همسفر پروین در دلنوشته خود چنین نوشت: تا من با یک مصرفکننده زندگی نکرده بودم دچار مشکلات عدیدهای در زندگی نمیشدم
یادداشت تشخیص مسأله بخشی از دانش است 5 شهريور همسفر معصومه در برداشت خود از سیدی چنین بیان کرد: خانواده بهترین مکان برای پیوند محبت بین اعضاء است.
لژیون سردار هفته دیدهبان یعنی هفته عشق 4 شهريور مرزبان همسفر زهره در مورد دستور جلسه چنین بیان کرد: من شکرانه رهاییام را اینجا با خدمت کردن پرداخت میکنم و آن مبلغ خدمت من است
کارگاه های آموزشی کنگره 60 خدمت با عشق و بدون چشمداشت 3 شهريور راهنما تازهواردین همسفر شکوفه چنین بیان کرد؛ وعده خدا دروغ نیست و نوبت باران محفوظ است. صبر کنم تا آن باران به من هم بخورد
دستور جلسات هفتگي دیدهبانان خود وادی ۱۴ هستند 2 شهريور همسفر زهرا در مورد مشارکتمکتوب چنین بیان کرد: آنها منافع کنگره را بر منافع خودشان اولویت قرار دادند
دستور جلسات هفتگي جلوتر از زمان خود را ببینید 1 شهريور راهنما همسفر لیلا در مورد دستور جلسه چنین بیان کرد: افرادی وظیفهشناس، پاسخگو و مسئول احکام خدمت خود
دلنوشته ازخداوند عشق را طلب میکنم 1 شهريور همسفر زهرا در دلنوشته خود نوشت: انگار یک بذر امیدی در من کاشته شد، یک نوری در زندگی من به وجود آمد